X
تبلیغات
دل‌نوشته‌

























دل‌نوشته‌

عشق نشان ابديت است؛ تمامي مرزهاي زمان را در مي‌نوردد. سراسر

يادمان يك آغاز را پاك، تمامي ترس يك پايان را محو مي‌سازد.

 

نوشته شده در 90/02/03ساعت توسط حيدر سابیزا| |

نه فرصت‌ها مي‌توانند عشق مرا تغيير دهند و نه گذشت زمان مي‌تواند آسيبي به آن برساند. زمين با تمام هنرهايش، چگونه مي‌تواند پهلو زند به عشقي كه مي‌يابيم و از آن خود مي‌سازيم.
نوشته شده در 90/01/30ساعت توسط حيدر سابیزا| |

با عشق مي‌توان همه كمبودها را برطرف كرد!!!

نوشته شده در 89/11/06ساعت توسط حيدر سابیزا| |

چند نکته راجع به عشق


عشق ویژگی‌هایی دارد که در همه مشترک است و به قول دکتر علي این ویژگی‌ها عبارتند از:


1ـ دلبستگی و نیاز به یکدیگر (زندگی بدون او برایم سخت است).

2ـ اهمیت داشتن (حاضرم هر کاری برایش انجام دهم).

3 ـ ایجاد تحمل برای خطاهای یکدیگر (با این که از کارش ناراحت شدم اما چون عاشقش هستم او را می‌بخشم).

4ـ اعتماد و امنیت به‌طوری که می‌تواند رازهایش را برای او بگوید (من هر حرفی را به او می‌گویم و در کنارش احساس امنیت می‌کنم).

نوشته شده در 89/11/06ساعت توسط حيدر سابیزا| |

هر وقت به چشم‌هات نگاه مي‌كردم نه خسته مي‌شدم نه سير...

چرا؟ چرا اين نگاه‌ها رو از من گرفتي؟! چرا؟

نوشته شده در 89/10/26ساعت توسط حيدر سابیزا| |

عشق چیست؟

مادر گفت :عشق یعنی فرزند..

         پدر گفت:عشق یعنی همسر...

          دخترک گفت: عشق یعنی عروسک.

                  معلم گفت: عشق یعنی بچه ها.

                     خسرو گفت: عشق یعنی شیرین. 

                            شیرین گفت :عشق یعنی خسرو.

اما فرهاد هیچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد! باچشمانی بارانی. می‌خواست فریاد بزند، اما سکوت کرد!‌ می خواست شکایت کند، اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد! سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند! ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون می دانست او نباید بماند.

و عشق معنا شد !!

نوشته شده در 89/10/25ساعت توسط حيدر سابیزا| |

تكه‌اي از قلب من نزد كسي جامانده است

بي‌قراري، بذر غربت در دلم افشانده است

باغبان مهرباني‌ها، نمي‌دانم چرا

نو عروس عشق را از باغ رويا خوانده است!

برگ برگ دفتر سبز غزل‌هاي من!

شعله‌هاي دوزخ دلواپسي سوزانده است

از همان آغاز، اين ققنوس عاشق، بي‌دليل

در دل خاكستر تقدير، تنها مانده است

آه، گويي كولي پاييز در گوش درخت

نوحه مرگ بهار آرزو را خوانده است

نوشته شده در 89/10/25ساعت توسط حيدر سابیزا| |

خوشبخت‌ترين و عاشق‌ترين مردم بر اين كره خاكي كساني هستند كه تمام خواسته‌هاي خود را براي كسي كه دوست‌شان دارند و عاشق‌اش هستند؛ تغيير مي‌دهند!

نوشته شده در 89/10/23ساعت توسط حيدر سابیزا| |

و من به حرمت نگاه تو

سكوت مي‌كنم

و در سكوت لحظه‌هاي خود

زنده مي‌شوم

به ياد نور و عشق و زندگي

سجده مي‌كنم

به پيشگاه حرف‌هاي تو

و

تو سكوت مي‌كني

و من

به حرمت سكوت تو

حرف مي‌زنم

براي تو

و لحظه‌هاي مرده‌اي

كه به حرمت نگاه تو

سكوت كرده‌ام

...

نوشته شده در 89/10/22ساعت توسط حيدر سابیزا| |

منم تنهاترين تنهاي دنيا

تويي زيباترين زيباي دنيا

منم مثل اميد يك قناري

قراري بر دل هر بي‌قراري

منم يلداي بي‌پايان عاشق

تو بودي مرهم زخم شقايق

...

 

نوشته شده در 89/10/20ساعت توسط حيدر سابیزا| |

بچه كه بوديم هميشه مي‌گفتيم: "وقتي آدم بزرگ شديم كاراي خوب و بزرگ انجام مي‌ديم"؛ كي اون ادم بزرگه مي‌شيم؟!  
نوشته شده در 89/10/19ساعت توسط حيدر سابیزا| |

فصل حقيقي عشق لحظه‌اي است كه دريابيم تنها ماييم كه عاشقيم و كس ديگري چون ما عاشق نبوده است و هيچ كس ديگر نيز چون ما عاشق نخواهد بود!
نوشته شده در 89/10/19ساعت توسط حيدر سابیزا| |

آيا مي‌داني؛ كه حتي يك كاه بر روي زمين بدون حكمت خداوند جا به جا نمي‌شه؟!
نوشته شده در 89/10/18ساعت توسط حيدر سابیزا| |

عشق صادق بودن با خود در همه حال و صادق بودن با ديگران در تيست . ...... ...... ........... ...... ....... .تبتسيبتنمسينيبت نيبنت نتي در همه حال، گفتن و شنيدن حقيقت و پاسداري از حرمت آن نميبنمتيس ميسبنمسيب منميبن منيسبتمسي ميسبتنيب نيبسمتب و خودنمايي هرگز. عشق سرچشمه واقعيت است.

نوشته شده در 89/10/18ساعت توسط حيدر سابیزا| |

بگذار تا هميشه حقيرترين غم‌ها، يا ناچيزترين شادي‌هاي خود را به  . . . . . . . . . . . .............. ......................... ...................................... هم بگوييم؛ اين اعتمادها، اين همدلي با شكوه، هر دو حق و وظيفه . . . .  . . . . . . . . . . ..... . . . . . . ................... ... . . . . . . . . .... . ... .... عشق‌اند!

نوشته شده در 89/10/17ساعت توسط حيدر سابیزا| |

تو دنيا به دنبال چشم زيبا نباش؛ سعي كن معناي نگاه زيبا رو بفهمي
نوشته شده در 89/10/16ساعت توسط حيدر سابیزا| |

... دوستت دارم...
نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

گاهی چه خوب است  کنارم  بنشیني؛ حتی اگر با فاصله، حتی اگر آن طرفتر.

نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

چقدر سخته براي دوست داشتن به جرم هوس تنها شوي!

 

پي‌نوشت: تهمت هوس رو به دل عاشقي كه معشوقه‌اش فقط يك نفر هست، نزنيم.

نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي مي‌كنيم. آن زمان كه دوست‌مان دارند؛ لجبازي مي‌كنيم و بعد براي آنچه كه دست رفته آه مي‌كشيم!
نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

از سخنان دكتر علي شريعتي واقعا لذت مي‌برم. خوشحال مي‌شم شما هم نظرتون رو از اين گلچين‌ها بديد.
نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

 زندگی چيست ؟

 نان . آزادی . فرهنگ . ايمان و دوست داشتن.

"دكتر علي شريعتي"

نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

هر كسي اينجا مي‌آد واسه من دعا كنه.
نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

ز همه دست کشیدم که تو باشی همه‌ام. با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد!

نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

مادرم بهم گفت: به كدامين گناه؟!؟

 

نوشته شده در 89/10/14ساعت توسط حيدر سابیزا| |

هيچ دري بر ما بسته نيست! دست و پاي ما بسته است!

نوشته شده در 89/10/13ساعت توسط حيدر سابیزا| |

چه لطيف است حس آغازي دوباره...

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

 و چه اندازه عجيب است، روز ابتداي بودن!

نوشته شده در 89/10/13ساعت توسط حيدر سابیزا| |

بگذار ابر سرنوشت هرچه می خواهد ببارد، ما چترمان خداست!

نوشته شده در 89/10/13ساعت توسط حيدر سابیزا| |

پرسيد كدام راه نزديك‌تر است؟

 

گفتم: به كجا؟

 

گفت: به خلوتگه دوست

 

گفتم: تو مگر فاصله‌اي مي‌بيني!؟ بين دل و آنكس كه دلت منزل اوست

نوشته شده در 89/10/12ساعت توسط حيدر سابیزا| |

زندگي چيست؟

دنيا را بد ساخته‌اند؛

كسي را كه دوست داري! تو را دوست نمي‌دارد! كسي كه تو را دوست

دارد! تو دوستش نمي‌داري! اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را

دوست دارد به رسم و آيين هرگز به هم نمي‌رسند و اين رنج است است و

اين تمام زندگي‌ست و زندگي يعني اين.

 

                                                                    "دكتر علي شريعتي"

نوشته شده در 89/10/12ساعت توسط حيدر سابیزا| |